خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از زیباییهای طبیعت و احساسات انسانی سخن میگوید. در آن از جلوههای طبیعی مانند کوه، گل، و بلبل استفاده شده و احساساتی مانند تنهایی، عشق، و حیرت بیان شدهاند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند جستجو و رنج نیز دیده میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹۴ - جلوه را زیور نباید چون به آیین می رود
جلوه را زیور نباید چون به آیین می رود
عار داد از حنا، پایی که رنگین می رود ۱
بیستون از درد تنهایی اگر نالد رواست
کوهکن خود رفت و اکنون نقش شیرین می رود ۲
گر طبیب از جوش اشکم رفت از سر، دور نیست
گریه ام هرگاه آید، نقش بالین می رود ۳
کوچه های تنگ دارد حسن او با این شکوه
حیرتی دارم که چون در خانه ی زین می رود ۴
پا سبک نه در بیابان طلب همچون نسیم
سنگ راهش همره است آن را که سنگین می رود ۵
بلبلی دارم که از گلشن به بوی گل سلیم
تا سر بازار از دنبال گلچین می رود ۶
عار داد از حنا، پایی که رنگین می رود ۱
بیستون از درد تنهایی اگر نالد رواست
کوهکن خود رفت و اکنون نقش شیرین می رود ۲
گر طبیب از جوش اشکم رفت از سر، دور نیست
گریه ام هرگاه آید، نقش بالین می رود ۳
کوچه های تنگ دارد حسن او با این شکوه
حیرتی دارم که چون در خانه ی زین می رود ۴
پا سبک نه در بیابان طلب همچون نسیم
سنگ راهش همره است آن را که سنگین می رود ۵
بلبلی دارم که از گلشن به بوی گل سلیم
تا سر بازار از دنبال گلچین می رود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۳ - هیچ کس یک قطره آبم غیر چشم تر نداد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۵ - تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.