خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، رهایی از خستگیهای دنیوی، و نوشیدن از جام عشق سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند "جام ژرف" و "شراب عشق"، به دنبال بیان تجربههای روحانی و عرفانی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۴۴۸ - خوش آنکه خسته دلان می ز جام ژرف کشند
خوش آنکه خسته دلان می ز جام ژرف کشند
چو نقطه از دهن تنگ یار، حرف کشند ۱
نمی کشند خجالت ز دوستان هرگز
چو تنگ حوصلگان می به قدر ظرف کشند ۲
به طاق دار کمانی که مانده از منصور
کشند خسته دلان تو و شگرف کشند ۳
خیال حسن سیاهان هند در ایران
چو سرمه ای ست که در چشم، روز برف کشند ۴
چو گل ز شبنم می آن کسان که مست شوند
شراب عشق ترا با کدام ظرف کشند؟ ۵
مجوی صرفه ز آزادگان عشق، سلیم
که بار ننگ درم از برای صرف کشند ۶
چو نقطه از دهن تنگ یار، حرف کشند ۱
نمی کشند خجالت ز دوستان هرگز
چو تنگ حوصلگان می به قدر ظرف کشند ۲
به طاق دار کمانی که مانده از منصور
کشند خسته دلان تو و شگرف کشند ۳
خیال حسن سیاهان هند در ایران
چو سرمه ای ست که در چشم، روز برف کشند ۴
چو گل ز شبنم می آن کسان که مست شوند
شراب عشق ترا با کدام ظرف کشند؟ ۵
مجوی صرفه ز آزادگان عشق، سلیم
که بار ننگ درم از برای صرف کشند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۷ - ز خنده آب بقا را به تشنه شور کند
گوهر بعدی:شماره ۴۴۹ - شد بناگوش، چو صبحم همه یکبار سفید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.