خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از تشبیهات و استعارههای مختلف برای بیان احساسات شاعر استفاده میکند. موضوعات اصلی آن شامل عشق، درد دل، و استفاده از نمادهایی مانند باده و آیینه برای انتقال مفاهیم عمیقتر است.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها مانند 'باده' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۴۴۷ - ز خنده آب بقا را به تشنه شور کند
ز خنده آب بقا را به تشنه شور کند
به زهر چشم، مگس را ز شهد دور کند ۱
شکست کار دل من ازوست، کآینه را
خدا چو چشم بد از چهره ی تو دور کند! ۲
به غیر باده ی گلگون ندیده ام هرگز
که جای در دل مردم کسی به زور کند! ۳
می از سفال کشیدن صلاح کار من است
کدوی باده گل از ساغر بلور کند ۴
سلیم آنچه ز وضع تو با تو می گویم
چو غیبتی ست که آیینه در حضور کند ۵
به زهر چشم، مگس را ز شهد دور کند ۱
شکست کار دل من ازوست، کآینه را
خدا چو چشم بد از چهره ی تو دور کند! ۲
به غیر باده ی گلگون ندیده ام هرگز
که جای در دل مردم کسی به زور کند! ۳
می از سفال کشیدن صلاح کار من است
کدوی باده گل از ساغر بلور کند ۴
سلیم آنچه ز وضع تو با تو می گویم
چو غیبتی ست که آیینه در حضور کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۶ - مژگان من وظیفه ی خوناب می خورد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۸ - خوش آنکه خسته دلان می ز جام ژرف کشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.