خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و پر از تصاویر شاعرانه است که از عناصر طبیعت مانند آب، آینه، پروانه و آفتاب برای بیان احساسات استفاده میکند. شاعر از عشق، اضطراب و زیبایی سخن میگوید و با استفاده از استعاره و کنایه، مفاهیم عمیق عاشقانه را منتقل میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اضطراب و عشق عمیق نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۴۴۱ - از عکس رخش که تاب دارد
از عکس رخش که تاب دارد
آیینه گلی در آب دارد ۱
از خال، بیاض گردن او
صد نقطه ی انتخاب دارد ۲
خواهد گردید کشته در عشق
سیماب چه اضطراب دارد؟ ۳
گنجایش یک نگه درو نیست
چشم تو ز بس که خواب دارد ۴
از صبح چه غم چراغ ما را
پروانه ی آفتاب دارد ۵
زنهار که از دکان ایام
آتش نخری که آب دارد! ۶
هر چیز ازو سلیم پرسند
کلکم به زبان جواب دارد ۷
آیینه گلی در آب دارد ۱
از خال، بیاض گردن او
صد نقطه ی انتخاب دارد ۲
خواهد گردید کشته در عشق
سیماب چه اضطراب دارد؟ ۳
گنجایش یک نگه درو نیست
چشم تو ز بس که خواب دارد ۴
از صبح چه غم چراغ ما را
پروانه ی آفتاب دارد ۵
زنهار که از دکان ایام
آتش نخری که آب دارد! ۶
هر چیز ازو سلیم پرسند
کلکم به زبان جواب دارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۰ - عنان شکوه را در بزم او دست ادب پیچد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۲ - چشم خود بگشا حدیث خوش نگاهی می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.