خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر رنجهای عاشقانه و ناکامیهای شاعر در عشق است. او از تلخیهای زندگی، ناتوانی در رسیدن به معشوق و رنجهای عشق میگوید. همچنین، اشارهای به بیعدالتیهای جهان و نالههای بلبلان دارد. شاعر تأکید میکند که دیگر از کفر و دین و مسائل دنیوی گذر کرده و تنها به عشق میاندیشد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناکامی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۷۴ - از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت
از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت
آخر همای تیر تو از استخوان گذشت ۱
پایم ز کوی او چه عجب گر بریده شد
تا کی به روی شیشه ی دل ها توان گذشت؟ ۲
گفتم حذر ز ناله ی من کن، فلک نکرد
اکنون دگر چه سود که تیر از کمان گذشت ۳
امشب ز شیونی که کشیدند بلبلان
پنداشتم به باغ مگر باغبان گذشت ۴
از بس که خورد خون شهیدان عشق را
کار زمین کوی تو از آسمان گذشت ۵
از شغل عشق نیست سر کفر و دین مرا
دیگر سلیم کار من از این و آن گذشت ۶
آخر همای تیر تو از استخوان گذشت ۱
پایم ز کوی او چه عجب گر بریده شد
تا کی به روی شیشه ی دل ها توان گذشت؟ ۲
گفتم حذر ز ناله ی من کن، فلک نکرد
اکنون دگر چه سود که تیر از کمان گذشت ۳
امشب ز شیونی که کشیدند بلبلان
پنداشتم به باغ مگر باغبان گذشت ۴
از بس که خورد خون شهیدان عشق را
کار زمین کوی تو از آسمان گذشت ۵
از شغل عشق نیست سر کفر و دین مرا
دیگر سلیم کار من از این و آن گذشت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۳ - شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۵ - مرا کی از سبوی می گزیر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.