خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای خود میگوید و از ناکامیها و تلخیهای زندگی شکایت دارد. او خود را گدای کوی خرابات معرفی میکند و از عشق نافرجام، بخت تیره و زخمهای روحی و جسمی سخن میگوید. همچنین، به نالههای جانسوز و بیعدالتیهای جهان اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۲۸ - گدای کوی خراباتم و غمم این است
گدای کوی خراباتم و غمم این است
که باده آتش سوزان و کاسه چوبین است ۱
مزاج باده پرستان گرفته ام در عشق
به جان ازان نبود رغبتم که شیرین است ۲
ز بخت تیره به غیر از زیان مرا چه رسد
هزار زخم بر اعضا و جامه مشکین است ۳
خبر ز ناله ی جانسوز کوهکن دارد
چه شد که صورت شیرین به خواب سنگین است ۴
عجب مدار به زیر فلک ز کثرت خلق
هجوم کرده مگس، بس که خانه شیرین است ۵
سر کسی که بجنبد به دهر، نیست سلیم
دگر ز خواندن شعرم چه چشم تحسین است؟ ۶
که باده آتش سوزان و کاسه چوبین است ۱
مزاج باده پرستان گرفته ام در عشق
به جان ازان نبود رغبتم که شیرین است ۲
ز بخت تیره به غیر از زیان مرا چه رسد
هزار زخم بر اعضا و جامه مشکین است ۳
خبر ز ناله ی جانسوز کوهکن دارد
چه شد که صورت شیرین به خواب سنگین است ۴
عجب مدار به زیر فلک ز کثرت خلق
هجوم کرده مگس، بس که خانه شیرین است ۵
سر کسی که بجنبد به دهر، نیست سلیم
دگر ز خواندن شعرم چه چشم تحسین است؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - چشم من حلقه ای از سلسله ی دست من است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - جهان بر خود مرا واله گرفته ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.