خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و پراحساس، از زبان شاعری بیان میشود که عشق و شوق به معشوق، تمام وجودش را فرا گرفته است. او از دردها و رنجهای عشق میگوید و دستانش را نماد صبر، حوصله و حسرتهایش میداند. شاعر خود را مانند صدفی در دریای پرآشوب میبیند که دردهایش برای همه آشکار است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج عشق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲۷ - چشم من حلقه ای از سلسله ی دست من است
چشم من حلقه ای از سلسله ی دست من است
دانه ی مرغ دلم آبله ی دست من است ۱
وادی چاک که از جیب بود تا دامن
در ره شوق تو یک مرحله ی دست من است ۲
دست بر گل نکند غیر ز اندیشه ی خار
سپر تیغ شدن حوصله ی دست من است ۳
سرنوشت من حسرت زده را در غم عشق
گر بخوانند، سراسر گله ی دست من است ۴
صدفم من، که درین بحر پر آشوب سلیم
جشم عالم همه بر آبله ی دست من است ۵
دانه ی مرغ دلم آبله ی دست من است ۱
وادی چاک که از جیب بود تا دامن
در ره شوق تو یک مرحله ی دست من است ۲
دست بر گل نکند غیر ز اندیشه ی خار
سپر تیغ شدن حوصله ی دست من است ۳
سرنوشت من حسرت زده را در غم عشق
گر بخوانند، سراسر گله ی دست من است ۴
صدفم من، که درین بحر پر آشوب سلیم
جشم عالم همه بر آبله ی دست من است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - خزان ببین که چمن را چگونه جان داده ست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - گدای کوی خراباتم و غمم این است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.