خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، به بیان درد عشق و فراق میپردازد. شاعر از نبود معشوق و تنهایی خود شکایت میکند و با اشاره به عناصری مانند شمع، پروانه، مرغ، شهر خراب و شراب، احساسات خود را به تصویر میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۰۲ - ای جان به چه ارزی تو که جانانه نداری
ای جان به چه ارزی تو که جانانه نداری
ای شمع بمیری تو که پروانه نداری ۱
در حلقه دامش نکنی یاد زگلزار
ای مرغ گرفتار مگر خانه نداری ۲
جویند بویرانه دل گنج محبت
ای شهر خرابی تو که ویرانه نداری ۳
ای عشق خراب از تو جهانی و تو پنهان
آخر چه شرابی تو که میخانه نداری ۴
ای شیخ مرا سبحه و سجاده میاور
در دست مگر ساغر و پیمانه نداری ۵
از بس دل آشفته در آنجا شده انبوه
در حلقه آنزلف ره شانه نداری ۶
با غبغب او دم مزن ای سیب ببستان
چون نیست ترا آن دهن و چانه نداری ۷
از ذکر ملک چند کنی فخر سپهرا
گویا خبر ازنعره مستانه نداری ۸
ای شمع بمیری تو که پروانه نداری ۱
در حلقه دامش نکنی یاد زگلزار
ای مرغ گرفتار مگر خانه نداری ۲
جویند بویرانه دل گنج محبت
ای شهر خرابی تو که ویرانه نداری ۳
ای عشق خراب از تو جهانی و تو پنهان
آخر چه شرابی تو که میخانه نداری ۴
ای شیخ مرا سبحه و سجاده میاور
در دست مگر ساغر و پیمانه نداری ۵
از بس دل آشفته در آنجا شده انبوه
در حلقه آنزلف ره شانه نداری ۶
با غبغب او دم مزن ای سیب ببستان
چون نیست ترا آن دهن و چانه نداری ۷
از ذکر ملک چند کنی فخر سپهرا
گویا خبر ازنعره مستانه نداری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰۱ - ترک من از می اغیار مگر سرمستی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰۳ - هر کجا انجمن برافروزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.