در اندوه ساحل ،به عشق رسیدیم
و به پایش همه اندوخته ها را ،به دور خواهیم ریخت
و برای سالمش ،جان خواهیم داد.
در اندوه ساحل
و اضطراب شب هایش
و تردید نخل هایش
و خشم امواجش
خواهیم ماند و خواهیم مرد
در اندوه ساحل
عشق را نوازش کرده ایم
و با بوسه ای ،تا آنسوی آب ها ،پرواز کردیم
در اندوه ساحل
نظاره گر اشک های پر از ماتم بودیم
و هوس ، که مارا مدام با خود خواهد برد.
همسو خواهیم شد ،با امواجش
شاید نجاتی ، یا مرگ دهشتناکی
در اندوه ساحل خواهیم ماند
و با دلهره هایش و چشمان زیبایش
زندگی خواهیم یافت
از دفتر باغ زمستانی دو