صبحِ زود، مرد بیدار شد. مثل پانزده هزار و سیصد و سی روز دیگر که صبحِ زود از خواب بیدار شده بود (شاید بخواهید سن او را حساب کنید. اما این عددی دقیق نیست. من دوران کودکی و نوجوانی و همچنین روزهایی که تا ظهر خوابیده بود را در نظر نگرفتم).
هوای خنکِ صبح، گرگ و میش بود. کارهای معمول را انجام داد. چای نوشید. بدون قند. پیراهنش را پوشید. رفت تا به گلها و گلدانهایش نگاهی کند. روی بام خانه، گلخانهای ساخته بود. کوچک؛ اما با شوق فراوان. با گلها و گلدانهای متنوع. همیشه آرزو داشت مزرعهای، باغی داشته باشد. اما حالا تنها همین را داشت. در این شهر، غنیمت بود.
بعد شروع کرد به پایین رفتن از پلهها. ساختمان چند طبقه داشت. آرام و بیصدا حرکت میکرد. همسایهها دوست ندارند صدای پای کسی را آن وقت صبح در راهپلهها بشنوند. البته کسی نظرشان را نپرسیده بود.
پایین پلهها، مکث کوتاهی کرد. به سمت در خروجی خانه رفت. کمی بعد در را به آرامی بست. همه چیز خیلی ساده و معمولیست. چرخههای تکراری از زندگی روزمرهی یک آدم. یا آدمها. اما من مرد را دنبال کردم. پشت سرش از خانه بیرون زدم. سوگند میخورم وقتی دو طرف کوچه را نگاه کردم، هیچکس آنجا نبود. مرد ناپدید شده بود.
از آن روز به بعد، دیگر هیچکس سراغی از او نگرفت و هیچکس او را به یاد نیاورد. گویی هرگز گلی در گلدانی نکاشته و صبحی را ندیده است.
«س.م.ط.بالا»
تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز!
افزودن مجموعه جدید
این نوشته را بشنوید
این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
خودخواهیها
۱۴۰۳/۱۲/۱۳
بسیاری از رفتارهای ناهنجار در جامعه ناشی از خودخواهی است، نه لزوماً بیشعوری. خودخواهی باعث میشود افراد منافع شخصی خود را بر مصالح جمعی ترجیح دهند، حتی اگر از عواقب منفی رفتار خود آگاه باشند. برای کاهش این رفتارها، تقویت مسئولیتپذیری، آموزش ارزشهای اخلاقی و ایجاد تعادل بین منافع فردی و جمعی ضروری است.
در این مجموعه نمونههای خودخواهی در جامعه را ذکر میکنم.
در این مجموعه نمونههای خودخواهی در جامعه را ذکر میکنم.
نثر آبدار
۱۴۰۳/۱۱/۷
نثرهایی که آب دارند. گاهی برای نوشیدن و گاهی برای نیوشیدن. اینها نوشته های من هستند که گاهی با اندیشه حاصل شده اند و گاهی بی اندیشه.
خواستم شعر باشد
۱۴۰۳/۱۱/۷
گاهی اوقات نقشی در ذهنم می نشیند که دوست دارم آن را در قالب شعر بازگو کنم. اما نمی شود و این چنین در دفتر "خواستم شعر باشد" می نشیند.