خیلی زود میاد و خیلی سریع هم عبور می کنه. بدون توقف. شاید به همین خاطر، کسی بهش توجه نمی کنه. بعضی جاها اصلا نیست و خیلی جاها هم جنبه ی تزئینی داره. با اون هیکل لاغر و قد کشیده، اصلا نفس کم نمیاره. اما نفس خیلی هارو میگیره. چه بدونی چه ندونی، چه بخوای چه نخوای؛ همه چیز از اون شروع میشه. اومدن ها و نیومدن ها. رفتن ها و نرفتن ها. رسیدن ها و نرسیدن ها. بودن ها و نبودن ها. همه چیز. حتی تو، حتی من. می دونی؟! همون عقربه ی ثانیه شمار رو می گم!!
«س.م.ط.بالا»
تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز!
افزودن مجموعه جدید
این نوشته را بشنوید
این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
خواستم شعر باشد
۱۴۰۳/۱۱/۷
گاهی اوقات نقشی در ذهنم می نشیند که دوست دارم آن را در قالب شعر بازگو کنم. اما نمی شود و این چنین در دفتر "خواستم شعر باشد" می نشیند.
خودخواهیها
۱۴۰۳/۱۲/۱۳
بسیاری از رفتارهای ناهنجار در جامعه ناشی از خودخواهی است، نه لزوماً بیشعوری. خودخواهی باعث میشود افراد منافع شخصی خود را بر مصالح جمعی ترجیح دهند، حتی اگر از عواقب منفی رفتار خود آگاه باشند. برای کاهش این رفتارها، تقویت مسئولیتپذیری، آموزش ارزشهای اخلاقی و ایجاد تعادل بین منافع فردی و جمعی ضروری است.
در این مجموعه نمونههای خودخواهی در جامعه را ذکر میکنم.
در این مجموعه نمونههای خودخواهی در جامعه را ذکر میکنم.
نثر آبدار
۱۴۰۳/۱۱/۷
نثرهایی که آب دارند. گاهی برای نوشیدن و گاهی برای نیوشیدن. اینها نوشته های من هستند که گاهی با اندیشه حاصل شده اند و گاهی بی اندیشه.