خیلی دوست دارم متنی بنویسم که مخاطب رو وادار به خندیدن کنه. حالا قهقهه نشد، یه لبخند کوچیک. متنی که زشت و زننده نباشه. تکراری نباشه. محدودیت سنی نداشته باشه. حرفی از نژاد، قوم، جنسیت، زبان و دین نداشته باشه. بوی بدی نداشته باشه. صدای بدی هم نداشته باشه. ماندگار باشه. سینه به سینه و نسل به نسل منتقل بشه و هیچوقت تازگی و طنازیشو از دست نده.
فکر نکنم بتونم. خیلی هنر می خواد. قرار نیست آدم هر کاری که دوست داره رو بتونه انجام بده. اصلا چشم مخاطب کور! خودش لبخند بزنه! … والا …
«س.م.ط.بالا»
تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز!
افزودن مجموعه جدید
این نوشته را بشنوید
این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
خواستم شعر باشد
۱۴۰۳/۱۱/۷
گاهی اوقات نقشی در ذهنم می نشیند که دوست دارم آن را در قالب شعر بازگو کنم. اما نمی شود و این چنین در دفتر "خواستم شعر باشد" می نشیند.
خودخواهیها
۱۴۰۳/۱۲/۱۳
بسیاری از رفتارهای ناهنجار در جامعه ناشی از خودخواهی است، نه لزوماً بیشعوری. خودخواهی باعث میشود افراد منافع شخصی خود را بر مصالح جمعی ترجیح دهند، حتی اگر از عواقب منفی رفتار خود آگاه باشند. برای کاهش این رفتارها، تقویت مسئولیتپذیری، آموزش ارزشهای اخلاقی و ایجاد تعادل بین منافع فردی و جمعی ضروری است.
در این مجموعه نمونههای خودخواهی در جامعه را ذکر میکنم.
در این مجموعه نمونههای خودخواهی در جامعه را ذکر میکنم.
نثر آبدار
۱۴۰۳/۱۱/۷
نثرهایی که آب دارند. گاهی برای نوشیدن و گاهی برای نیوشیدن. اینها نوشته های من هستند که گاهی با اندیشه حاصل شده اند و گاهی بی اندیشه.