عبارات مورد جستجو در ۲ گوهر پیدا شد:
مولوی : غزلیات
غزل ۷۰۵ - ای کز تو همه جفا وفا شد
ای کَزْ تو همه جَفا وَفا شُد
آن عَهْد و وَفایِ تو کُجا شُد؟
با رویِ تو سورْ شُد عَزاها
بی رویِ تو سورها عَزا شُد
شُد بی‌قَدَمَت سَرا خَرابه
باز از تو خَرابه‌ها سَرا شُد
از دَعوتِ تو فَنا شود هست
وَزْ هَجْرِ تو هست‌ها فَنا شُد
ای کُشته مرا به جُرمِ آن که
از من راضی به جانْ چرا شُد
آن تُخْمِ عَطایِ توست در جان
کو را کَفِ دستْ باسَخا شُد
اِغْناتْ مُهَیِّج است جان را
وَرْ نی زِچه رویْ جانْ گدا شُد؟
گَر عاشقِ داد نیست جودَت
پس جانْ زِچه عاشقِ دُعا شُد؟
زد پَرتوِ ساقییت بر ابر
کَزْ عَکسِ تو ابرها سَقا شُد
زد عَکسِ صَبوریِ تو بر کوه
تَسْکینِ زمین و مُتَّکا شُد
زد عکسِ بُلندیِ تو بر چَرخ
مَعْنیِّ تو صورتِ سَما شُد
از حُسنِ تو خاکْ هم خَبَر یافت
شُد یوسُفِ خوب و دِلْرُبا شُد
از گفت بِدار چَنگ کَزْ وِیْ
بی گفتِ تو فَهمْ بانَوا شُد
سعدی : رباعیات
رباعی ۳۴ - دستارچه‌ای کان بت دلبر دارد
دستارچه‌ای کان بت دلبر دارد
گر بویی ازان باد صبا بردارد
بر مردهٔ صد ساله اگر برگذرد
در حال ز خاک تیره سر بردارد