خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که در آن شاعر از درد فراق، عشق و دلتنگی سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر روح و روان خود میگوید و از ناامیدی و بیقراری خود در فراق یار شکایت میکند. تصاویر شاعرانه مانند موج خون دل، طوفان در چشمان، و مرغ روح پرافشان، بر عمق احساسات شاعر تأکید دارند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۴۰۰ - هر که دل در خم آنزلف پریشان دارد
هر که دل در خم آنزلف پریشان دارد
داند آنحال که گو در خم چوگان دارد ۱
چشم من دیده منجم بشب هجر و بگفت
نظری هست در این خانه که باران دارد ۲
میزند خون دلم موج همی بر سر موج
قلزم دیده ام امشب سر طوفان دارد ۳
آورد موج سرشکم در خونین بکنار
کی چنین لؤلؤ مرجان کون عمان دارد ۴
ایمن از آفت اهریمن خط کی ماند
خاتم لعل تو گر نقش سلیمان دارد ۵
اگر آن پنجه سیمین و کمند گیسوست
دست بربسته دو صد رستم دستان دارد ۶
مرغ روح است پرافشان بهوای قد تو
گرد سرو چمن از فاخته افغان دارد ۷
دردمند غم عشقیم طبیبا بگذر
این نه دردیست که پنداری درمان دارد ۸
هست بیشک خبر از سینه صد چاک منش
هر که اندر نظر آن چاک گریبان دارد ۹
چشم تو منظر زیبای تو در آینه دید
خبر ازحالت آشفته حیران دارد ۱۰
داند آنحال که گو در خم چوگان دارد ۱
چشم من دیده منجم بشب هجر و بگفت
نظری هست در این خانه که باران دارد ۲
میزند خون دلم موج همی بر سر موج
قلزم دیده ام امشب سر طوفان دارد ۳
آورد موج سرشکم در خونین بکنار
کی چنین لؤلؤ مرجان کون عمان دارد ۴
ایمن از آفت اهریمن خط کی ماند
خاتم لعل تو گر نقش سلیمان دارد ۵
اگر آن پنجه سیمین و کمند گیسوست
دست بربسته دو صد رستم دستان دارد ۶
مرغ روح است پرافشان بهوای قد تو
گرد سرو چمن از فاخته افغان دارد ۷
دردمند غم عشقیم طبیبا بگذر
این نه دردیست که پنداری درمان دارد ۸
هست بیشک خبر از سینه صد چاک منش
هر که اندر نظر آن چاک گریبان دارد ۹
چشم تو منظر زیبای تو در آینه دید
خبر ازحالت آشفته حیران دارد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۹ - تا رود جان از تن ما میرود
گوهر بعدی:شماره ۴۰۱ - گر در حریم عشق کسی محرم اوفتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.