خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند جدایی، عشق، غم و امید می‌پردازد. شاعر از حالات روحی خود مانند دلتنگی، اشک و عشق به معشوق صحبت می‌کند و در نهایت به درگاه الهی پناه می‌برد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۹۹ - تا رود جان از تن ما میرود

تا رود جان از تن ما میرود
داند این معنی بعمدا میرود ۱

دل نگیرد بعد از این اینجا قرار
دلبرش هر جا هست آنجا میرود ۲

خار دیبا ترسمش بر پا رود
گر که خود بر فرش دیبا میرود ۳

فوج غمزه جابجا داده قرار
ترک یغمائی بیغما میرود ۴

تا که گیرد فیضی از لعلش مسیح
مرده سان سویش مسیحا میرود ۵

اشگ من هر شب بپروین عقد بست
تیر آهم بر ثریا میرود ۶

آن پسر را بر پدر بس فخرهاست
فخر مردم گر به آبا میرود ۷

دل زکویش میکند عزم سفر
بلبل از گلشن بغوغا میرود ۸

بر سر زلف بتان دل بسته ای
عمرت آشفته بسودا میرود ۹

سر بنه بر درگه شاه نجف
کار درویشانا بمولا میرود ۱۰

لعل دارد از لب تو آب و رنگ
در زچشم ما بدریا میرود ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۸ - مغبچگان گرد مغان صف زنید
گوهر بعدی:شماره ۴۰۰ - هر که دل در خم آنزلف پریشان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.