خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از طبیعت، عشق، و مفاهیم عرفانی و فلسفی سخن میگوید. شاعر از زیباییهای باغ و گلها، عشق به یار، و مفاهیمی مانند توبه، می، و عرفان استفاده میکند. همچنین، اشاراتی به داستانهای مذهبی مانند عیسی و خضر دارد و از نمادهایی مانند بلبل، طوطی، و ماه برای بیان احساسات خود بهره میبرد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به می و مفاهیم مرتبط با آن وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۳۱۰ - وقت آنست که بیرون فکنی رخت از کاخ
وقت آنست که بیرون فکنی رخت از کاخ
تنگ شد خانه ببر رخت سوی باغ فراخ ۱
سزد ار یار گل اندام بگلزار چمد
سرو بالای سهی قد بنشین گو در کاخ ۲
تا بکی صورت گل نقش کنی بر دیوار
بود اکنون که بچینی گل سوری از شاخ ۳
گو نواسنج شود بلبل شیدا در باغ
زاغ تا چند نشنید بگلستان گستاخ ۴
توبه در فصل گل آشفته زمستان مطلب
می بده کم نرود گفته زاهد بصماخ ۵
تنگ شد خانه ببر رخت سوی باغ فراخ ۱
سزد ار یار گل اندام بگلزار چمد
سرو بالای سهی قد بنشین گو در کاخ ۲
تا بکی صورت گل نقش کنی بر دیوار
بود اکنون که بچینی گل سوری از شاخ ۳
گو نواسنج شود بلبل شیدا در باغ
زاغ تا چند نشنید بگلستان گستاخ ۴
توبه در فصل گل آشفته زمستان مطلب
می بده کم نرود گفته زاهد بصماخ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۹ - مؤذن میخانه زد بانگ صبوح
گوهر بعدی:شماره ۳۱۱ - پرده بگرفت زرخ آن گل رعنا گستاخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.