خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا از مولانا جلالالدین رومی است که به موضوع عرفان و عشق الهی میپردازد. در این شعر، مؤذن میخواند و ساقی کلید پیروزی را در دست دارد. شاعر از رها کردن خرقه ظاهری و رسیدن به آرامش روح سخن میگوید و تجربههای عرفانی خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به شهیدان عشق و سخنان بشر درباره ریحان و روح دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۳۰۹ - مؤذن میخانه زد بانگ صبوح
مؤذن میخانه زد بانگ صبوح
بر کف ساقی است مفتاح فتوح ۱
خرقه تن چند باشد بارجان
خرقه را بگذار و بستان راح روح ۲
آنچه من دیدم زچشم خویش دوش
کی زطوفان دیده در یکعمر نوح ۳
شب نشینان خمار عشق را
نیست درد سر بامید صبوح ۴
از شهیدان غمش آشفته گفت
قال بشر هم بریحان و روح ۵
بر کف ساقی است مفتاح فتوح ۱
خرقه تن چند باشد بارجان
خرقه را بگذار و بستان راح روح ۲
آنچه من دیدم زچشم خویش دوش
کی زطوفان دیده در یکعمر نوح ۳
شب نشینان خمار عشق را
نیست درد سر بامید صبوح ۴
از شهیدان غمش آشفته گفت
قال بشر هم بریحان و روح ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۸ - تو آن شهی که زافلاکیان ستانی باج
گوهر بعدی:شماره ۳۱۰ - وقت آنست که بیرون فکنی رخت از کاخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.