خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوع عشق و محبت میپردازد و بیانگر دردها و رنجهای ناشی از عشق است. شاعر از ناکامیها و جفاهای عشق سخن میگوید، اما در عین حال، عشق را ارزشمند و کمالبخش میداند. او به جنبههای مختلف عشق، از جمله فداکاری، وصال، و جلال آن اشاره میکند و در نهایت، عشق را به عنوان یک تجربه والا و معنوی توصیف مینماید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۲۸ - بر آن سرم که برآرم زدل نهال محبت
بر آن سرم که برآرم زدل نهال محبت
که بارهاست بجانم زاحتمال محبت ۱
هر آنچه تخم وفا کشته ام جفا ثمرش بود
کسی نچیده جز این میوه از نهال محبت ۲
چگونه صرف خیالش توان و عطف عنانم
که عمر من همه شد صرف در خیال محبت ۳
چه غم که رفت سر و جان و مال و جاه زدستم
نه بذل مال و سر و جان بود کمال محبت ۴
اگر وصال محبت نشد نصیب بدوران
همین بس است که دریافتی وصال محبت ۵
کند بسیم و زر صیرفی تفاخر بیحد
مسی که پاک برون آمده زقال محبت ۶
مکن تو شکوه که خون حبیب ریخت محبت
که نیک آمده این کارها بفال محبت ۷
اگر چه یوسف مصر است حسن او نخرد کس
بچهره ای که نیفتاده است خال محبت ۸
درون جمیل کن از جلوه جمال حبیبت
که تا زآینه بنمایدت جمال محبت ۹
حدیث کوثر و تسنیم آب خضر نگوئی
زجام عشق بنوشی اگر زلال محبت ۱۰
نه عشق زاده حب است و مظهر رخ حیدر
مباد آنکه شوی غافلی از جلال محبت ۱۱
اگر بدام تو آشفته را شکست پر و بال
پرد بگرد در و بام تو ببال محبت ۱۲
که بارهاست بجانم زاحتمال محبت ۱
هر آنچه تخم وفا کشته ام جفا ثمرش بود
کسی نچیده جز این میوه از نهال محبت ۲
چگونه صرف خیالش توان و عطف عنانم
که عمر من همه شد صرف در خیال محبت ۳
چه غم که رفت سر و جان و مال و جاه زدستم
نه بذل مال و سر و جان بود کمال محبت ۴
اگر وصال محبت نشد نصیب بدوران
همین بس است که دریافتی وصال محبت ۵
کند بسیم و زر صیرفی تفاخر بیحد
مسی که پاک برون آمده زقال محبت ۶
مکن تو شکوه که خون حبیب ریخت محبت
که نیک آمده این کارها بفال محبت ۷
اگر چه یوسف مصر است حسن او نخرد کس
بچهره ای که نیفتاده است خال محبت ۸
درون جمیل کن از جلوه جمال حبیبت
که تا زآینه بنمایدت جمال محبت ۹
حدیث کوثر و تسنیم آب خضر نگوئی
زجام عشق بنوشی اگر زلال محبت ۱۰
نه عشق زاده حب است و مظهر رخ حیدر
مباد آنکه شوی غافلی از جلال محبت ۱۱
اگر بدام تو آشفته را شکست پر و بال
پرد بگرد در و بام تو ببال محبت ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۷ - این دود که دوش از دل سودازده برخاست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۹ - از هر خوشی بدور جهان عشق خوشتر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.