خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد فراق و عشق نافرجام است. شاعر از دوری معشوق و حضور رقیبان مینالد و با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند 'زهر هجر' و 'مار سیاه بر دوش' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۹۶ - فکنده از نظرم گرچه چشم مدهوشت
فکنده از نظرم گرچه چشم مدهوشت
گمان مکن که کنم از نظر فراموشت ۱
مرا بکوی تو هر شب رقیب میطلبد
برای آنکه ببینم باو هم آغوشت ۲
دهان عاشق از زهر هجر تو تلخ است
بکام مدعیان شد چرا لب نوشت ۳
از این خمار زده کی تو یاد خواهی کرد
شراب بزم رقیبان ببرده از هوشت ۴
بود از آن دل چون سگ بیخبر ناصح
حریر تن نگرد لعل پرنیان پوشت ۵
اگر بخنده شیرین نشد لبت ضحاک
چرا فتاده دو مار سیاه بر دوشت ۶
ببین بنقش نگارین یاری ام نقاش
برو بسوز بآتش کتاب منقوشت ۷
گمان مکن که کنم از نظر فراموشت ۱
مرا بکوی تو هر شب رقیب میطلبد
برای آنکه ببینم باو هم آغوشت ۲
دهان عاشق از زهر هجر تو تلخ است
بکام مدعیان شد چرا لب نوشت ۳
از این خمار زده کی تو یاد خواهی کرد
شراب بزم رقیبان ببرده از هوشت ۴
بود از آن دل چون سگ بیخبر ناصح
حریر تن نگرد لعل پرنیان پوشت ۵
اگر بخنده شیرین نشد لبت ضحاک
چرا فتاده دو مار سیاه بر دوشت ۶
ببین بنقش نگارین یاری ام نقاش
برو بسوز بآتش کتاب منقوشت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵ - تو را که سینه زسیم است دل چرا سنگست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷ - المنتة لله که زنو عهد بهار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.