خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود با تشبیه‌های زیبا و استعاره‌های پیچیده یاد می‌کند. او از عشق، زیبایی معشوق، و تأثیر آن بر عقل و دل سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند بهشت، کوثر، و طوبی برای توصیف معشوق استفاده می‌کند. در پایان نیز اشاره‌ای به امام علی(ع) دارد.

متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از اشارات عرفانی برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۷۱ - عقرب زلف کجت بماه قرین است

عقرب زلف کجت بماه قرین است
ما رسیه خازن بهشت برین است ۱

زهره چنگی که مشتریست غلامش
مشتری آن غلام زهره جبین است ۲

گفتمش از کعبه برد جانب دیرم
گفت مکن شکوه رسم عشق چنین است ۳

جم که مسخر نمود ساحت عالم
نام تواش زیب بخش مهر و نگین است ۴

عقل بسودای خال تست که از چیست
هندوی آتش پرست خلد نشین است ۵

من بدم واپسین خوشم که تو گفتی
وعده وصلم بروز بازپسین است ۶

ترک نگاهت اشاره کرد بیغما
صبر و خرد برد و نوبت دل و دین است ۷

لعل و قدت را نمونه کوثر و طوبی
باغ جمالت بهشت روی زمین است ۸

من نخورم بی لبت شراب زکوثر
زهر بود بی تو گر چه ماء معین است ۹

هر کسی آشفته با کسی بودش کار
حیدر صفدر ترا امام مبین است ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۰ - مجوی چشمه حیوان بجان طلب لب دوست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۲ - گر جهانم یار باشد کیست باری چون تو دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.