خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که عشق و عرفان را در قالب استعارهها و تصاویر زیبا بیان میکند. شاعر از عشق به عنوان طوفان و پیکان سخن میگوید و از رنج و درد عشاق یاد میکند. او همچنین به اهمیت تجربه عشق و عرفان اشاره کرده و از مخاطب میخواهد تا به شیراز بیاید و خاک او را ببوید. در پایان، شاعر به مجلس روحانیان و نوشیدن شراب عرفانی اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۶۲۷ - خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
ور به چوگانم زند هیچش مگوی ۱
بر سر عشاق طوفان گو ببار
در ره مشتاق پیکان گو بروی ۲
گر به داغت میکند فرمان ببر
ور به دردت میکشد درمان مجوی ۳
ناودان چشم رنجوران عشق
گر فرو ریزند خون آید به جوی ۴
شاد باش ای مجلس روحانیان
تا که خورد این می که من مستم به بوی ۵
هر که سودانامه سعدی نبشت
دفتر پرهیزگاری گو بشوی ۶
هر که نشنیدهست وقتی بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک من ببوی ۷
ور به چوگانم زند هیچش مگوی ۱
بر سر عشاق طوفان گو ببار
در ره مشتاق پیکان گو بروی ۲
گر به داغت میکند فرمان ببر
ور به دردت میکشد درمان مجوی ۳
ناودان چشم رنجوران عشق
گر فرو ریزند خون آید به جوی ۴
شاد باش ای مجلس روحانیان
تا که خورد این می که من مستم به بوی ۵
هر که سودانامه سعدی نبشت
دفتر پرهیزگاری گو بشوی ۶
هر که نشنیدهست وقتی بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک من ببوی ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۶ - امروز چنانی ای پری روی
گوهر بعدی:غزل ۶۲۸ - تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.