خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق خود سخن می‌گوید. او معشوق را با عناصر زیبایی مانند خورشید، گل، ماه و پری مقایسه می‌کند و بیان می‌کند که عشق به او باعث رنج و شیدایی او شده است. شاعر همچنین به این موضوع اشاره می‌کند که هر چه معشوق بخواهد، همان درست است و هیچ کس نمی‌تواند آن را رد کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و شیدایی نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۶۲۴ - روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی

روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی
گفت ار نظری داری ما را به از این بینی ۱

خورشید و گلت خوانم هم ترک ادب باشد
چرخ مه و خورشیدی باغ گل و نسرینی ۲

حاجت به نگاریدن نبود رخ زیبا را
تو ماه پری پیکر زیبا و نگارینی ۳

بر بستر هجرانت شاید که نپرسندم
کس سوخته خرمن را گوید به چه غمگینی ۴

بنشین که فغان از ما برخاست در ایامت
بس فتنه که برخیزد هر جا که تو بنشینی ۵

گر بنده خود خوانی افتیم به سلطانی
ور روی بگردانی رفتیم به مسکینی ۶

کس عیب نیارد گفت آن را که تو بپسندی
کس رد نتواند کرد آن را که تو بگزینی ۷

عشق لب شیرینت روزی بکشد سعدی
فرهاد چنین کشته‌ست آن شوخ به شیرینی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۳ - دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی
گوهر بعدی:غزل ۶۲۵ - شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.