خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و احساسات شاعر را در مواجهه با غم هجران و تیرهای عشق بیان میکند. شاعر از لب شیرین معشوق و تأثیر آن بر دلش میگوید و همچنین به ساقی خیالی اشاره میکند که به جای می ناب، تیرهایش را مینوشاند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۳۵۵ - تا دلم را به غم هجر در انداخته ای
تا دلم را به غم هجر در انداخته ای
صبر را خانه ز بنیاد برانداخته ای ۱
دل نیندازم اگر تیر تو از جان گذرد
تا نگویند به سهمی سپر انداخته ای ۲
تا گشادی به تبسّم لب شیرین، ز حسد
شوری اندر دل تنگ شکر انداخته ای ۳
آب روی تو چو از سیل سرشک است ای چشم
تو چنینش ز چه رو از نظر انداخته ای ۴
این چه ساقی ست خیالی که به جای می ناب
تیر او خوردی و مستانه سرانداخته ای ۵
صبر را خانه ز بنیاد برانداخته ای ۱
دل نیندازم اگر تیر تو از جان گذرد
تا نگویند به سهمی سپر انداخته ای ۲
تا گشادی به تبسّم لب شیرین، ز حسد
شوری اندر دل تنگ شکر انداخته ای ۳
آب روی تو چو از سیل سرشک است ای چشم
تو چنینش ز چه رو از نظر انداخته ای ۴
این چه ساقی ست خیالی که به جای می ناب
تیر او خوردی و مستانه سرانداخته ای ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۴ - تا در قدم اهل دلی خاک نگردی
گوهر بعدی:شماره ۳۵۶ - تا کی ای شوخ به هر بیخبری می سازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.