خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از بیتوجهی و فراموشی معشوق شکایت میکند و از احساسات خود مانند غم و اندوه و ناامیدی سخن میگوید. همچنین، به شوخیهای معشوق و تأثیر آن بر روحیه خود اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و احساسی پیچیدهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به درک عمیقتری از روابط انسانی دارند.
شماره ۳۵۳ - بدین شوخی که تو بنیاد داری
بدین شوخی که تو بنیاد داری
عجب گر خاطری را شاد داری ۱
فراموشت نخواهم کرد گفتی
فراموشت شد این هم یاد داری؟ ۲
هوای من نداری تا کی ای سرو
سر و کار مرا بی یاد داری ۳
چه سعی است از نظر افتادن ای اشک
تو می دانی که پیش افتاد داری ۴
خیالی آن پسر شوخ و تو سرکش
گله از بخت مادر زاد داری؟ ۵
عجب گر خاطری را شاد داری ۱
فراموشت نخواهم کرد گفتی
فراموشت شد این هم یاد داری؟ ۲
هوای من نداری تا کی ای سرو
سر و کار مرا بی یاد داری ۳
چه سعی است از نظر افتادن ای اشک
تو می دانی که پیش افتاد داری ۴
خیالی آن پسر شوخ و تو سرکش
گله از بخت مادر زاد داری؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۲ - ای گل از روی تو آموخته خندان رویی
گوهر بعدی:شماره ۳۵۴ - تا در قدم اهل دلی خاک نگردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.