خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، خطاب به معشوق یا وجودی مقدس است که شاعر از او درخواست کمک و توجه میکند. شاعر خود را نیازمند و تهیدست میداند و از معشوق میخواهد که به او روی کند و کمکش نماید. همچنین، شاعر به بیوفایی دنیا و وفاداری معشوق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۴۹ - ای که بر صفحهٔ مه خطّ غباری داری
ای که بر صفحهٔ مه خطّ غباری داری
کار من ساز اگر روی به کاری داری ۱
بارده در حرم وصل، تهی دستان را
ما اگر هیچ نداریم توباری داری ۲
باتو دارند همه عهد و قراری لیکن
تا از این جمله تو خود با که قراری داری ۳
خاک شد در ره تسلیم سرِ ما و هنوز
بر دل از رهگذر ما توغباری داری ۴
ای خیالی ورق چهره به خون ساز نگار
گر به خاطر هوس روی نگاری داری ۵
کار من ساز اگر روی به کاری داری ۱
بارده در حرم وصل، تهی دستان را
ما اگر هیچ نداریم توباری داری ۲
باتو دارند همه عهد و قراری لیکن
تا از این جمله تو خود با که قراری داری ۳
خاک شد در ره تسلیم سرِ ما و هنوز
بر دل از رهگذر ما توغباری داری ۴
ای خیالی ورق چهره به خون ساز نگار
گر به خاطر هوس روی نگاری داری ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۸ - ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی
گوهر بعدی:شماره ۳۵۰ - ای که در عالم خوبی به لطافت علمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.