خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، با زبانی عرفانی و عاشقانه، به موضوعاتی مانند تسلیم در برابر عشق، دوری از تکبر، اهمیت عشق و شوق، و بیثباتی دنیا میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند "مستان می شوق" و "چشمهٔ حیوان"، عمق احساسات و عشق الهی را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. درک کامل این شعر نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات و فلسفه عرفانی دارد.
شماره ۳۴۸ - ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی
ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی
کز راه تکبر نرسد کار به جایی ۱
هرکس که به می صاف نازد قدح دل
گر صوفی وقت است در او نیست صفایی ۲
چون دفتر گل باد پراکنده به هر باد
هر دل که در او از طرفی نیست هوایی ۳
مستانِ می شوق تو را غیر قدح نیست
در دور حریفی که زند گرد برایی ۴
ما را چو سکندر هوس چشمهٔ حیوان
زآن است که دارد به لبت نسبت مایی ۵
ای سرو خیالی چو هوادار قدیم است
گه گه به رهش بهر خدا طال بقایی ۶
کز راه تکبر نرسد کار به جایی ۱
هرکس که به می صاف نازد قدح دل
گر صوفی وقت است در او نیست صفایی ۲
چون دفتر گل باد پراکنده به هر باد
هر دل که در او از طرفی نیست هوایی ۳
مستانِ می شوق تو را غیر قدح نیست
در دور حریفی که زند گرد برایی ۴
ما را چو سکندر هوس چشمهٔ حیوان
زآن است که دارد به لبت نسبت مایی ۵
ای سرو خیالی چو هوادار قدیم است
گه گه به رهش بهر خدا طال بقایی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۷ - ای دل به طریقی سوی زلفش اگر افتی
گوهر بعدی:شماره ۳۴۹ - ای که بر صفحهٔ مه خطّ غباری داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.