خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق مینالد. او از اشکهای بیپایان، دل شکسته و حیرانی خود در عشق سخن میگوید و از باد میخواهد که موی معشوق را رها کند. این شعر بیانگر درد عشق و هجران است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات عرفانی و کلاسیک دارد.
شماره ۳۳۸ - همه شب در غم آن ماه پاره
همه شب در غم آن ماه پاره
همی بارد ز چشم من ستاره ۱
بینداز اشک را ای دیده از چشم
کز او شد راز پنهان آشکاره ۲
دلم صدپاره گشت از هجر و بیم است
که خون گردد در این غم پاره پاره ۳
من حیران به یک نظّارهٔ تو
شدم از خویش و مردم در نظاره ۴
به مویی جان ز زلفش بردی ای باد
چگونه جستی از تارش کناره ۵
گذر سوی خیالی کز خدنگت
به دل سوراخها دارد گذاره ۶
همی بارد ز چشم من ستاره ۱
بینداز اشک را ای دیده از چشم
کز او شد راز پنهان آشکاره ۲
دلم صدپاره گشت از هجر و بیم است
که خون گردد در این غم پاره پاره ۳
من حیران به یک نظّارهٔ تو
شدم از خویش و مردم در نظاره ۴
به مویی جان ز زلفش بردی ای باد
چگونه جستی از تارش کناره ۵
گذر سوی خیالی کز خدنگت
به دل سوراخها دارد گذاره ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۷ - نامهٔ طاعت و عصیان چه سفید و چه سیاه
گوهر بعدی:شماره ۳۳۹ - از این شکسته دو روزی اگر جدا باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.