خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف زیباییهای معشوق با استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی مانند "آب خضر"، "گلزار رخسار" و "طاق ابروان" میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت و معماری برای بیان عشق و شیفتگی خود استفاده میکند و در پایان به بازیگوشی معشوق در پذیرش سخنان عاشقانه اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه پیچیده و استفاده از صنایع ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به دانش ادبی پایه دارد.
شماره ۳۳۵ - کنایت ها به آب خضر گفته
کنایت ها به آب خضر گفته
دهانش پیش لب امّا نهفته ۱
مگر گلزار رخسار تو رنگی ست
کزین سان سرخی رویت شکفته ۲
چه محرابی ست طاق ابروانت
که در هر گوشه اش مستی ست خفته ۳
صبا را آستان روبی مفرمای
به مژگان باید آن درگاه رُفته ۴
خیالی در سخن دُر سفت و آن شوخ
نمی گیرد به گوش دُرهای سفته ۵
دهانش پیش لب امّا نهفته ۱
مگر گلزار رخسار تو رنگی ست
کزین سان سرخی رویت شکفته ۲
چه محرابی ست طاق ابروانت
که در هر گوشه اش مستی ست خفته ۳
صبا را آستان روبی مفرمای
به مژگان باید آن درگاه رُفته ۴
خیالی در سخن دُر سفت و آن شوخ
نمی گیرد به گوش دُرهای سفته ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۴ - ای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه
گوهر بعدی:شماره ۳۳۶ - گهی دل می خورد خونم گه از راه جفا دیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.