خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید. او از زلف‌های پیچ‌دار معشوق، غم‌های عشق، و امید به دیدار دوباره می‌گوید. همچنین، شاعر از زیبایی‌های معشوق مانند ابروی او سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دلش بدون معشوق در دنیا احساس عدم می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژه‌ها و مفاهیم مانند 'عدم' و 'غم' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۸ - گهی که جانب آن زلف خم به خم بینیم

گهی که جانب آن زلف خم به خم بینیم
هرآنچه بر سر ما آید از ستم بینیم ۱

به غم بساز دلا چون قرار ما این بود
که هرچه از طرف او رسد به هم بینیم ۲

چه نسبت است به ابروی تو مهِ نو را
نه مردمی ست که او را به چشم کم بینیم ۳

دلم که رفت ز شهر وجود بی دهنت
به بوی تو مگرش باز در عدم بینیم ۴

به پای بوس تو دارد سری خیالی و نیست
امید کز تو همه عمر این قدم بینیم ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توام
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - ما به اوّل ستم زلف تو را خوش کردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.