خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و غمانگیز شاعر است که با وجود اشکها و رنجها، از عشق خود خوشحال است. شاعر از درد فراق و اشتیاق میگوید و به گذرا بودن لحظات زیبا اشاره میکند. در پایان، او از هستی و عشق به عنوان مفهومی گذرا یاد میکند که به زودی از دست میرود.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان بالای 16 سال یافت میشود. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند گذرا بودن زندگی و درد فراق ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۲۱۵ - گرچه هر دم سیل اشک ما به دریا می رود
گرچه هر دم سیل اشک ما به دریا می رود
خوشدلم از جانب او هرچه بر ما می رود ۱
گفتمش ای دیده این گوهر فشانی تا به کی
گفت می رانیم در ایّام او تا می رود ۲
سرو قدّا بر حذر باش و خرامان کم خرام
کز غمت فریاد مشتاقان به بالا می رود ۳
باغبانا صحبت گل را غنیمت دان که او
بعد سالی آمده ست امروز و فدا می رود ۴
با تو از هستی خیالی را سری مانده ست و بس
و آن هم از دست غمت یک روز در پا می رود ۵
خوشدلم از جانب او هرچه بر ما می رود ۱
گفتمش ای دیده این گوهر فشانی تا به کی
گفت می رانیم در ایّام او تا می رود ۲
سرو قدّا بر حذر باش و خرامان کم خرام
کز غمت فریاد مشتاقان به بالا می رود ۳
باغبانا صحبت گل را غنیمت دان که او
بعد سالی آمده ست امروز و فدا می رود ۴
با تو از هستی خیالی را سری مانده ست و بس
و آن هم از دست غمت یک روز در پا می رود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - گر تیغ زند یار نخواهیم حذر کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.