خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه بیانگر ناامیدی و ملالت از عشق بیوفا و بیوصال است. شاعر از عشق به معشوقی میگوید که هرچند زیباییاش بینظیر و جاودانه است، اما وفایی ندارد و تنها خیالی گذرا از او در ذهن میماند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده در شعر، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۲۰۷ - کسی کاو به جانان وصالی ندارد
کسی کاو به جانان وصالی ندارد
ز جان بهره الاّ ملالی ندارد ۱
غنیمت شمر وصل خورشید رویی
که خورشید حسنش زوالی ندارد ۲
پریچهره یی را که نبود وفایی
اگر خود فرشته ست حالی ندارد ۳
عجب چون نمانم ... گُل
که دید آن رخ و انفعالی ندارد ۴
به جز فکر تصویر موی میانش
خیالی به خاطر خیالی ندارد ۵
ز جان بهره الاّ ملالی ندارد ۱
غنیمت شمر وصل خورشید رویی
که خورشید حسنش زوالی ندارد ۲
پریچهره یی را که نبود وفایی
اگر خود فرشته ست حالی ندارد ۳
عجب چون نمانم ... گُل
که دید آن رخ و انفعالی ندارد ۴
به جز فکر تصویر موی میانش
خیالی به خاطر خیالی ندارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - کسی چون گل دهن پرخنده دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۸ - کسی که سلسلهٔ زلف مشکبو دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.