خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به توصیف عشق و دلباختگی شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از غمزهها و فتنهانگیزیهای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه دل او درگیر این عشق شده است. همچنین، او از اشکها و آههایش در راه معشوق میگوید و اینکه چگونه این عشق بر زندگی او تأثیر گذاشته است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای نوجوانان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۶۳ - خطت را تا به خون ریزی نشان شد
خطت را تا به خون ریزی نشان شد
به شوخی غمزه ات صاحبقران شد ۱
دلی کز فتنهٔ زلفت امان یافت
ز دست محنت و غم در امان شد ۲
شبی اشکم به راهت گرم می رفت
همین کآهسته تر گفتم روان شد ۳
اگر زاین گونه پا بر رو نهد اشک
سبک بر روی ها خواهد گران شد ۴
گذشت از دل سپاه غمزه ات تیز
ولی پیش غمت نقد روان شد ۵
خیالی را سر آشفتگی بود
چو در پیچید با زلفت همان شد ۶
به شوخی غمزه ات صاحبقران شد ۱
دلی کز فتنهٔ زلفت امان یافت
ز دست محنت و غم در امان شد ۲
شبی اشکم به راهت گرم می رفت
همین کآهسته تر گفتم روان شد ۳
اگر زاین گونه پا بر رو نهد اشک
سبک بر روی ها خواهد گران شد ۴
گذشت از دل سپاه غمزه ات تیز
ولی پیش غمت نقد روان شد ۵
خیالی را سر آشفتگی بود
چو در پیچید با زلفت همان شد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲ - خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴ - خطت صحیفهٔ مه را نقاب مشگین کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.