خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است که با زبانی نمادین و پر از استعاره، از تأثیرات عشق و جذبههای آن سخن میگوید. شاعر از معشوقی میگوید که چشمهایش غارتگر دینهاست و دلها را میشکند، اما با این حال، عشق به او ارزش همه رنجها را دارد. همچنین، انتقادی ظریف به زاهدان ریاکار نیز در این شعر دیده میشود.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۲ - تا به کی چشم تو جز غارت دینها نکند
تا به کی چشم تو جز غارت دینها نکند
گویَش از جانب ما تا دگر اینها نکند ۱
سر شوریده به پایت نرسد تا فلکش
بر سرِ راه تو یکسان به زمینها نکند ۲
چشمت از شیشهٔ دلها شکند باکی نیست
که تواند که چنان مست چنینها نکند ۳
رو به صرّاف خرد خاتم یاقوت نمای
تا به جز مِهرِ تو را مُهر نگینها نکند ۴
تکیه بر منبر و محراب کند زاهد شهر
مستِ جام کرمت تکیه بر اینها نکند ۵
گوشه یی گیرد از ایّام خیالی اگرش
چشم شوخ تو به هر گوشه کمین ها نکند ۶
گویَش از جانب ما تا دگر اینها نکند ۱
سر شوریده به پایت نرسد تا فلکش
بر سرِ راه تو یکسان به زمینها نکند ۲
چشمت از شیشهٔ دلها شکند باکی نیست
که تواند که چنان مست چنینها نکند ۳
رو به صرّاف خرد خاتم یاقوت نمای
تا به جز مِهرِ تو را مُهر نگینها نکند ۴
تکیه بر منبر و محراب کند زاهد شهر
مستِ جام کرمت تکیه بر اینها نکند ۵
گوشه یی گیرد از ایّام خیالی اگرش
چشم شوخ تو به هر گوشه کمین ها نکند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱ - تا به سودای تو دل را عشق و همّت یار شد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳ - تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.