خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر شاعر میپردازد. شاعر از چشمهای فریبنده، ابروهای خمیده، و خطهای زیبای معشوق سخن میگوید و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه مانند شمع، پسته، و خاک سر کوی معشوق بیان میکند. همچنین، شاعر از بیخوابی و سودای عشق شکایت میکند.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سودا و عشق عمیق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۴ - اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد
اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد
دهان و ابرویت پیوسته باری نقش من دارد ۱
دلم را عاقبت از شمع رخسار تو روشن شد
که خطّت هرچه دارد جمله بر وجه حَسَن دارد ۲
شنیدم با دهان تو ز تنگی لاف زد پسته
بگو آن بی ادب را تا زبان را در دهن دارد ۳
چه آب روی از این بهتر شهید عشق را فردا
که از خاک سر کوی تو گَردی بر کفن دارد ۴
خیالی را کجا باشد خیال خواب، چون هر شب
ز سودای خط و خالت شرر در پیرهن دارد ۵
دهان و ابرویت پیوسته باری نقش من دارد ۱
دلم را عاقبت از شمع رخسار تو روشن شد
که خطّت هرچه دارد جمله بر وجه حَسَن دارد ۲
شنیدم با دهان تو ز تنگی لاف زد پسته
بگو آن بی ادب را تا زبان را در دهن دارد ۳
چه آب روی از این بهتر شهید عشق را فردا
که از خاک سر کوی تو گَردی بر کفن دارد ۴
خیالی را کجا باشد خیال خواب، چون هر شب
ز سودای خط و خالت شرر در پیرهن دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - افسوس که ره بینان یک یک ز نظر رفتند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.