این متن به زیبایی گذرا بودن زندگی و جدایی از یاران و همراهان میپردازد. شاعر افسوس میخورد که رهروان راه حق یکی پس از دیگری از نظر ناپدید شدهاند و با سبکباری به سفر آخرت رفتهاند. آنها با ایثار و فداکاری در راه رضای خدا قدم گذاشتند و وقتی فرمان الهی رسید، همگی به سوی او شتافتند. در ادامه، شاعر به ناپایداری دنیا و حسرتهای آن اشاره میکند و تأکید میکند که در نهایت، تنها عجز و ناتوانی در برابر تقدیر الهی باقی میماند. او مخاطب را از دلبستگی به دنیا برحذر میدارد و یادآور میشود که همراهان از راهی دیگر رفتهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، لحن حزنانگیز و موضوعات مرتبط با مرگ و گذر زمان ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۰۳ - افسوس که ره بینان یک یک ز نظر رفتند
وز راه سبکباری با هم به سفر رفتند ۱
پای از سر و جان بر کف در راه رضا بودند
از یار چو فرمان شد مجموع به سر رفتند ۲
همراه طلب کایشان از دولت همراهی
در بادیهٔ حیرت ایمن ز خطر رفتند ۳
بودند به صد عشرت در قصر جهان عمری
و آخر دل پر حسرت زاین خانه به در رفتند ۴
بر اهل نظر کاری جز عجز نشد معلوم
در کارگه عزّت هرچند که در رفتند ۵
از راه جهانداری برتاب خیالی روی
ز آن روی که همراهان از راه دگر رفتند ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.