خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. او از رسوایی در کوی عشقبازان نمیهراسد و مانند منصور حلاج حاضر به فداکاری است. همچنین، شاعر به رابطهی عشق و طاعت اشاره میکند و از دل شکستهای که در زلف معشوق گرفتار شده، یاد میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند فداکاری و رسوایی در عشق نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۶ - گرچه شمار عاشق زنّار زلف یار است
گرچه شمار عاشق زنّار زلف یار است
در کوی عشقبازان رسوا شدن چه کار است ۱
گفتند بت پرستی ست در اختیار طاعت
خود می کند وگرنه ما را چه اختیار است ۲
برپایِ دارِ شوقت سر می نِهم چو منصور
کآخر همین سعادت در عشق پایدار است ۳
در حلقه های زلفت بینی دل شکسته
نیکو نگاهدارش از ما به یادگار است ۴
غم نیست گر خیالی از گفتگو بماند
در گلشن زمانه بلبل چو من هزار است ۵
در کوی عشقبازان رسوا شدن چه کار است ۱
گفتند بت پرستی ست در اختیار طاعت
خود می کند وگرنه ما را چه اختیار است ۲
برپایِ دارِ شوقت سر می نِهم چو منصور
کآخر همین سعادت در عشق پایدار است ۳
در حلقه های زلفت بینی دل شکسته
نیکو نگاهدارش از ما به یادگار است ۴
غم نیست گر خیالی از گفتگو بماند
در گلشن زمانه بلبل چو من هزار است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - گرچه تو حقیری و گناه تو عظیم است
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - گرچه طریق وفا قدیم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.