خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه و حکیمانه است که در آن شاعر از تجربیات خود در عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او به رابطهی خود با معشوق اشاره میکند و از غرور و رفتار معشوق شکایت دارد. همچنین، شاعر به تأثیر رفتارهای شخصی بر زندگی هر فرد اشاره میکند و از حیرت و سردرگمی خود در این مسیر میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۷ - با سگت یاری مرا کارِ خود است
با سگت یاری مرا کارِ خود است
هرکسی را کار با یارِ خود است ۱
عاشقی کردم فتادم در بلا
مبتلا هرکس ز کردار خود است ۲
گفتمش سرو از هواداران توست
گفت ما را او هوادار خود است ۳
من ز حیرت رفتم از دست و هنوز
سروِ من مغرور رفتار خود است ۴
طوطی طبع خیالی را مدام
در دهن شکّر ز گفتار خود است ۵
هرکسی را کار با یارِ خود است ۱
عاشقی کردم فتادم در بلا
مبتلا هرکس ز کردار خود است ۲
گفتمش سرو از هواداران توست
گفت ما را او هوادار خود است ۳
من ز حیرت رفتم از دست و هنوز
سروِ من مغرور رفتار خود است ۴
طوطی طبع خیالی را مدام
در دهن شکّر ز گفتار خود است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - باز آی که خلوتگه جانم حرم توست
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.