خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از مولوی بیانگر درد جدایی از معشوق و تأثیر عشق بر روح و روان انسان است. شاعر از ناشناخته ماندن توسط معشوق و سوزش جدایی میگوید و بر اهمیت عشق و وحدت تأکید دارد. در نهایت، امیدواری به وصال و نواخته شدن دوباره توسط چنگ عشق را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۷ - چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را
چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را
دیگر نمی شناسد آن ناشناخت ما را ۱
صرّاف عشق در ما قلبی اگر نمی دید
در بوتهٔ جدایی کی می گداخت ما را ۲
ای دل مساز ما را بی او به صبر راضی
زیرا که این مفرّح هرگز نساخت ما را ۳
دل در طریق وحدت از نیستی نزد دم
در راه عشقبازان تا در نباخت ما را ۴
با سوز او خیالی چون عود ساز و خوش باش
کآخر چو چنگ روزی خواهد نواخت ما را ۵
دیگر نمی شناسد آن ناشناخت ما را ۱
صرّاف عشق در ما قلبی اگر نمی دید
در بوتهٔ جدایی کی می گداخت ما را ۲
ای دل مساز ما را بی او به صبر راضی
زیرا که این مفرّح هرگز نساخت ما را ۳
دل در طریق وحدت از نیستی نزد دم
در راه عشقبازان تا در نباخت ما را ۴
با سوز او خیالی چون عود ساز و خوش باش
کآخر چو چنگ روزی خواهد نواخت ما را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - تا دو چشم سیهت غارتِ جان کرد مرا
گوهر بعدی:شماره ۸ - خطت چون از سواد شب رقم زد صفحهٔ مه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.