خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دل و رنجهای خود میگوید و از معشوق یا پادشاه میخواهد که به او رحم کند. او غم معشوق را تنها مرهم درد خود میداند و از عشق و شیفتگی به معشوق سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند گدایی، سلطنت و عقل دوراندیش اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی قدیمی ممکن است درک آن را برای سنین پایینتر دشوار کند.
شماره ۴ - بیش از این مپسند در زاری منِ درویش را
بیش از این مپسند در زاری منِ درویش را
پادشاهی رحمتی فرما گدای خویش را ۱
چارهٔ درد دل ما را که داند جز غمت
غیر مرهم کس نمی داند دوای ریش را ۲
چون سر زلف تو پیش چشم دزدی پیشه کرد
تا توانی بسته دار آن دزد بینا پیش را ۳
ساقیا وقتی ز نزدیکان شوی کاندر رهش
یک طرف سازی به جامی عقل دوراندیش را ۴
تا به دست آورده است از غمزه چشمت ناوکی
قصد قربانِ من است آن ترک کافر کیش را ۵
سال ها لاف گدایی زد خیالی و هنوز
همچنان سودای سلطانی ست نادرویش را ۶
پادشاهی رحمتی فرما گدای خویش را ۱
چارهٔ درد دل ما را که داند جز غمت
غیر مرهم کس نمی داند دوای ریش را ۲
چون سر زلف تو پیش چشم دزدی پیشه کرد
تا توانی بسته دار آن دزد بینا پیش را ۳
ساقیا وقتی ز نزدیکان شوی کاندر رهش
یک طرف سازی به جامی عقل دوراندیش را ۴
تا به دست آورده است از غمزه چشمت ناوکی
قصد قربانِ من است آن ترک کافر کیش را ۵
سال ها لاف گدایی زد خیالی و هنوز
همچنان سودای سلطانی ست نادرویش را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - با من ای مردمک دیده نظر نیست تو را
گوهر بعدی:شماره ۵ - تا به کی باشد چو نی با ناله دمسازی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.