خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از مهمان بودن نزد یار خود و فرمانبرداری از او سخن میگوید. همچنین اشاره میکند که نامردی است که با کسی سازگار نباشد و مرد واقعی کسی است که با همه سازگاری دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و اخلاقی موجود در متن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۱۸ - امروز که یار من مرا مهمان است
امروز که یار من مرا مهمان است
بخشیدن جان و دل مرا فرمان است ۱
نامرد بود که او نسازد با کس
آن کس که بساخت با همه مرد آن است ۲
بخشیدن جان و دل مرا فرمان است ۱
نامرد بود که او نسازد با کس
آن کس که بساخت با همه مرد آن است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - [چندین مخور افسوس] که نتوان دانست
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - دانم که بتم چو لؤلؤی مکنون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.