خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن بالا به توصیف عظمت و شکوه قصر قیصر میپردازد که به بلندای فلک رسیده بود، اما اکنون اثری از آن باقی نمانده است. شاعر از کیخسرو میخواهد تا به جایگاه قصر نگاه کند و ببیند که دیگر خبری از قیصر و قصرش نیست.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان ادبی و کهن ممکن است برای گروههای سنی پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۳۱ - قیصر که زمین به پای حشمت فرسود
قیصر که زمین به پای حشمت فرسود
قصرش به بلندی زفلک برتر بود ۱
ای کیخسرو که جاش داری بنگر
کو قصر کجا قیصر گویی که نبود ۲
قصرش به بلندی زفلک برتر بود ۱
ای کیخسرو که جاش داری بنگر
کو قصر کجا قیصر گویی که نبود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - از دست اجل هیچ قدح نوش مکن
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - بر سبزه چو چشم ابر نوروز گریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.