خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و اندوه خود میگوید. او از سودای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که سرمایه عمرش را از دست داده، بدون آنکه امیدی به سودی داشته باشد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و وجود اندوه در متن، درک آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. این نوع مضامین معمولاً برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و ارتباط بهتر است.
شماره ۱۳ - در دیده زسودای تو دودی دارم
در دیده زسودای تو دودی دارم
حاصل زغمت گفت و شنودی دارم ۱
سرمایهٔ عمر جمله از دست برفت
بی آنک امید هیچ سودی دارم ۲
حاصل زغمت گفت و شنودی دارم ۱
سرمایهٔ عمر جمله از دست برفت
بی آنک امید هیچ سودی دارم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - جان گر به تن آباد بود هیچ بود
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - قومی شده تا زنده به اسرار جهان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.