خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق سخن می‌گوید و از زیبایی‌ها و تأثیرات آن بر زندگی و جهان صحبت می‌کند. شاعر از عشق به عنوان یک ارزش والا یاد می‌کند و تأکید می‌کند که حتی با وجود تمام سختی‌ها، عشق و محبت ارزشمند است. همچنین، شاعر از تأثیرات زیبایی معشوق بر جهان و ترس از ایجاد بدعت‌های جدید در دین به دلیل زیبایی او سخن می‌گوید.

این متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بدعت در دین و تأثیرات زیبایی بر جهان نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۵۶۷ - اگر به تحفه جانان هزار جان آری

اگر به تحفه جانان هزار جان آری
محقر است نشاید که بر زبان آری ۱

حدیث جان بر جانان همین مثل باشد
که زر به کان بری و گل به بوستان آری ۲

هنوز در دلت ای آفتاب رخ نگذشت
که سایه‌ای به سر یار مهربان آری ۳

تو را چه غم که مرا در غمت نگیرد خواب
تو پادشاه کجا یاد پاسبان آری ۴

ز حسن روی تو بر دین خلق می‌ترسم
که بدعتی که نبوده‌ست در جهان آری ۵

کس از کناری در روی تو نگه نکند
که عاقبت نه به شوخیش در میان آری ۶

ز چشم مست تو واجب کند که هشیاران
حذر کنند ولی تاختن نهان آری ۷

جواب تلخ چه داری بگوی و باک مدار
که شهد محض بود چون تو بر دهان آری ۸

و گر به خنده درآیی چه جای مرهم ریش
که ممکن است که در جسم مرده جان آری ۹

یکی لطیفه ز من بشنو ای که در آفاق
سفر کنی و لطایف ز بحر و کان آری ۱۰

گرت بدایع سعدی نباشد اندر بار
به پیش اهل و قرابت چه ارمغان آری ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۶ - نه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاری
گوهر بعدی:غزل ۵۶۸ - کس از این نمک ندارد که تو ای غلام داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.