خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که حضور معشوق باعث شادی و روشنایی زندگی او شده است. او از معشوق میخواهد که چشم بد را از او دور کند و در پایان به این احتمال اشاره میکند که شاید خودش همان چشم بد برای معشوق بوده است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به درک ادبی دارد که معمولاً از سن نوجوانی به بعد توسعه مییابد.
شماره ۹۴ - از روی تو من همیشه گلشن بودم
از روی تو من همیشه گلشن بودم
وز دیدن تو دو دیده روشن بودم ۱
گفتم به دعا چشم بد از روی تو دور
جانا مگر آن چشم بدت من بودم ۲
وز دیدن تو دو دیده روشن بودم ۱
گفتم به دعا چشم بد از روی تو دور
جانا مگر آن چشم بدت من بودم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - من سوخته گر در طمع خام افتم
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - ای مست غمت عاقل و دیوانه به هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.