خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر بیان میکند که اگر دلش وصل یا هجران را از معشوق ببیند، همه را با اخلاص یکسان میپذیرد. او معشوق را جان خود میداند و عدم دیدارش را طبیعی میشمارد، چرا که دیدن جان خود نیز ممکن نیست.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'دیدن جان' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵ - گر دل زتو وصل دید اگر هجران دید
گر دل زتو وصل دید اگر هجران دید
از غایت اخلاص همه یکسان دید ۱
تو جان منی اگر نبینم چه عجب
شرط است که جان خویش را نتوان دید ۲
از غایت اخلاص همه یکسان دید ۱
تو جان منی اگر نبینم چه عجب
شرط است که جان خویش را نتوان دید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - آن یافت که بودم به ملولی گم شد
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - دانی که چرا سیاه گشت آن رخسار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.