خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دیدن چهره‌ی او نه تنها حرام نیست، بلکه نگاه به دیگران حرام است. او آرزو می‌کند که خاک پای معشوق شود تا شاید مورد توجه او قرار گیرد. شاعر از زیبایی بی‌نظیر معشوق متحیر است و می‌گوید که این کمال در انسان آفریده شده است. او همچنین از سنگدلی معشوق شکایت می‌کند و می‌گوید که حتی کوه‌ها تحت تأثیر آه او قرار می‌گیرند، اما معشوق سنگدل است.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عشق و زیبایی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکایت از سنگدلی و تأثیرات عاطفی ممکن است نیاز به بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۵۶ - گر کنم در سر وفات سری

گر کنم در سر وفات سری
سهل باشد زیان مختصری ۱

ای که قصد هلاک من داری
صبر کن تا ببینمت نظری ۲

نه حرام است در رخ تو نظر
که حرام است چشم بر دگری ۳

دوست دارم که خاک پات شوم
تا مگر بر سرم کنی گذری ۴

متحیر نه در جمال توام
عقل دارم به قدر خود قدری ۵

حیرتم در صفات بی چون است
کاین کمال آفرید در بشری ۶

ببری هوش و طاقت زن و مرد
گر تردد کنی به بام و دری ۷

حق به دست رقیب ناهموار
پیش خصم ایستاده چون سپری ۸

زان که آیینه‌ای بدین خوبی
حیف باشد به دست بی بصری ۹

آه سعدی اثر کند در کوه
نکند در تو سنگدل اثری ۱۰

سنگ را سخت گفتمی همه عمر
تا بدیدم ز سنگ سختتری ۱۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۱ ۸۳۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۵ - گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری
گوهر بعدی:غزل ۵۵۷ - هرگز این صورت کند صورتگری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.