خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. شاعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق میگوید و اینکه نمیتواند از او چشم بپوشد. همچنین، شاعر به تفاوت بین عشق و عافیت اشاره میکند و بیان میکند که عشق نیازمند ریسک و فداکاری است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم فلسفی و عرفانی موجود در متن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۵۵۲ - روی گشاده ای صنم طاقت خلق میبری
روی گشاده ای صنم طاقت خلق میبری
چون پس پرده میروی پرده صبر میدری ۱
حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت
کآدمیی ندیدهام چون تو پری به دلبری ۲
آینه را تو دادهای پرتو روی خویشتن
ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری ۳
نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم
گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری ۴
چون تو درخت دل نشان تازه بهار و گلفشان
حیف بود که سایهای بر سر ما نگستری ۵
دیده به روی هر کسی برنکنم ز مهر تو
در ز عوام بسته به چون تو به خانه اندری ۶
من نه مخیرم که چشم از تو به خویشتن کنم
گر تو نظر به ما کنی ور نکنی مخیری ۷
پند حکیم بیش از این در من اثر نمیکند
کیست که برکند یکی زمزمه قلندری ۸
عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا
هر که سفر نمیکند دل ندهد به لشکری ۹
چون پس پرده میروی پرده صبر میدری ۱
حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت
کآدمیی ندیدهام چون تو پری به دلبری ۲
آینه را تو دادهای پرتو روی خویشتن
ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری ۳
نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم
گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری ۴
چون تو درخت دل نشان تازه بهار و گلفشان
حیف بود که سایهای بر سر ما نگستری ۵
دیده به روی هر کسی برنکنم ز مهر تو
در ز عوام بسته به چون تو به خانه اندری ۶
من نه مخیرم که چشم از تو به خویشتن کنم
گر تو نظر به ما کنی ور نکنی مخیری ۷
پند حکیم بیش از این در من اثر نمیکند
کیست که برکند یکی زمزمه قلندری ۸
عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا
هر که سفر نمیکند دل ندهد به لشکری ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۱ - رفتی و همچنان به خیال من اندری
گوهر بعدی:غزل ۵۵۳ - سرو بستانی تو یا مه یا پری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.