خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس غم و اندوه خود در بهار، به دلیل دوری از معشوق سخن میگوید. او با توصیف زیباییهای طبیعت در بهار، مانند نرگس، لاله و گل، به مقایسه آنها با چشمان، رخسار و لبهای معشوق میپردازد و بیان میکند که در نبود معشوق، حتی زیباترین مناظر بهاری نیز برایش ارزشی ندارند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱ - هنگام بهار آمد و من بی رخ یار
هنگام بهار آمد و من بی رخ یار
رخساره به خون دیدگان کرده نگار ۱
چون چشم و رخ و لبش به پیشم نبود
مَه نرگس و مه لاله و مه گل مه بهار ۲
رخساره به خون دیدگان کرده نگار ۱
چون چشم و رخ و لبش به پیشم نبود
مَه نرگس و مه لاله و مه گل مه بهار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:الباب التاسع: فی السفر و الوداع
گوهر بعدی:شماره ۲ - گل آمد و توبهٔ خلایق بشکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.