این متن شعری از سعدی است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق او بر دیگران را توصیف میکند. شاعر از معشوق به عنوان موجودی اسرارآمیز یاد میکند که حتی صوفیان را از توبه بازمیدارد و زیبایی او به حدی است که نقاشان از کشیدن تصویرش توبه میکنند. شاعر همچنین به وفاداری و عشق خود به معشوق اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر درهای دیگران را به روی خود ببندد، درِ قلبش همیشه به روی معشوق باز خواهد بود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند توبه و عرفان نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۵۴۷ - خانه صاحب نظران میبری
پرده پرهیزکنان میدری ۱
گر تو پری چهره نپوشی نقاب
توبه صوفی به زیان آوری ۲
این چه وجود است نمیدانمت
آدمیی یا ملکی یا پری ۳
گر همه سرمایه زیان میکند
سود بود دیدن آن مشتری ۴
نسخه این روی به نقاش بر
تا بکند توبه ز صورتگری ۵
با تترت حاجت شمشیر نیست
حمله همیآری و دل میبری ۶
گر تو در آیینه تأمل کنی
صورت خود باز به ما ننگری ۷
خسرو اگر عهد تو دریافتی
دل به تو دادی که تو شیرینتری ۸
گر دری از خلق ببندم به روی
بر تو نبندم که به خاطر دری ۹
سعدی اگر کشته شود در فراق
زنده شود چون به سرش بگذری ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.