خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیعدالتی و زورگویی معشوق شکایت دارد و بیان میکند که عقل در برابر عشق ناتوان است. شاعر همچنین از تلاشهای بیثمر خود برای جلب توجه و بخشش دیگران میگوید و در نهایت به زیبایی بینظیر معشوق اشاره میکند که نیازی به زیورآلات ندارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عشق، رنج و فلسفهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناتوانی عقل در برابر عشق و شکایت از بیعدالتی نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۵۴۶ - جور بر من میپسندد دلبری
جور بر من میپسندد دلبری
زور با من میکند زورآوری ۱
بار خصمی میکشم کز جور او
مینشاید رفت پیش داوری ۲
عقل بیچارهست در زندان عشق
چون مسلمانی به دست کافری ۳
بارها گفتم بگریم پیش خلق
تا مگر بر من ببخشد خاطری ۴
باز گویم پادشاهی را چه غم
گر به خیلش در بمیرد چاکری ۵
ای که صبر از من طمع داری و هوش
بار سنگین مینهی بر لاغری ۶
زآنچه در پای عزیزان افکنند
ما سری داریم اگر داری سری ۷
چشم عادت کرده با دیدار دوست
حیف باشد بعد از او بر دیگری ۸
در سراپای تو حیران ماندهام
در نمیباید به حسنت زیوری ۹
این سخن سعدی تواند گفت و بس
هر گدایی را نباشد جوهری ۱۰
زور با من میکند زورآوری ۱
بار خصمی میکشم کز جور او
مینشاید رفت پیش داوری ۲
عقل بیچارهست در زندان عشق
چون مسلمانی به دست کافری ۳
بارها گفتم بگریم پیش خلق
تا مگر بر من ببخشد خاطری ۴
باز گویم پادشاهی را چه غم
گر به خیلش در بمیرد چاکری ۵
ای که صبر از من طمع داری و هوش
بار سنگین مینهی بر لاغری ۶
زآنچه در پای عزیزان افکنند
ما سری داریم اگر داری سری ۷
چشم عادت کرده با دیدار دوست
حیف باشد بعد از او بر دیگری ۸
در سراپای تو حیران ماندهام
در نمیباید به حسنت زیوری ۹
این سخن سعدی تواند گفت و بس
هر گدایی را نباشد جوهری ۱۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۵ - بخت آیینه ندارم که در او مینگری
گوهر بعدی:غزل ۵۴۷ - خانه صاحب نظران میبری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.